می چکد سمفونی شب
آرام
روی دلتنگی ِ خاموش ِ غروب
مغرب از آتش ِ افسرده ی روز
بی صدا می سوزد
می برد نغمه ی دلتنگی را
بادِ جنوب
تا کند زمزمه بر بام هوا
نیست حرفی ز لبانش٬ لیکن
مانده با خامُشی اش مطلب ها
"احمد شاملو"
پ ن ۱: مثل همیشه متوسل شدم به شعر!
پ ن ۲: تازگی ها یاد گرفتم به جای "سال بدی بود"٬ بگویم "سال خوبی نبود" !